نیمرخ
فروشگاه سکهای که بر دو روی یک سکه بنا شده است.
- محل
- گلسار، رشت
- معمار اصلی
- محمد غلامی | نیکو دولتخواه | زهرا غلامی
- تصویرسازی و ارائه
- محمد غلامی | نیکو دولتخواه
- توسعهدهندهٔ فاز دوم
- نیکو دولتخواه
- کارفرما
- فرشاد صوفی
- اجرا و نظارت
- محمد غلامی | نیکو دولتخواه

- زیربنا
- ۱۵متر مربع
- سال طراحی
- ۲۰۲۵
- وضعیت
- ساختهشده
پرسش اصلی طرح
چگونه میتوان طراحی داخلی فروشگاه را بهطور مستقیم با خودِ محصول، یعنی سکه، پیوند داد؟
یکی از مفاهیم کلیدی سکه، «دو روی داشتن» یا دوگانگی است. بر همین اساس، استراتژی طراحی بر سه مفهوم مرز، بازتاب و ضخامت استوار شد. چالش اصلی، تبدیل مرزی قطعی همچون ویترینهای مرسوم به فضایی فعال و معنادار بود؛ فضایی که در آن، کل فروشگاه همچون یک ویترین عمل کند و ارتباطی پویا میان درون و بیرون برقرار سازد.

پرسش اصلی طرح
دوگانگی، دو روی یک سکه
دوگانگی سکه از یک تقابل ساده فضایی فراتر رفته و به ساختار فضایی پروژه تبدیل میشود؛ دو روی متفاوت، در دو سوی یک «ضخامت» شکل میگیرند و فضای میانی، واسطِ میان آنهاست. یک سو مرز را تعریف میکند (روی اول، ورودی، صلبیت)، سوی دیگر آن را با بازتاب به میانجیگر بدل میسازد (روی دوم، اینستالیشن آینه، پل بصری بین درون و بیرون) و ضخامت میانی، این دو وضعیت متضاد را در یک تجربه واحد پیوند میدهد.
پرسش اصلی طرح
آینهها؛ مرزهای محو
در این طراحی، آینهها با محو مرزها و افزایش عمق دید، پیوندی میان درون و بیرون ایجاد کردهاند. چینش لوورها بر اساس زاویه فضای سبز بیرونی است و تقویت انعکاس در لایه دوم (ویترین انتهایی) سبب میشود بیرون، به صورت انعکاسدهنده از فضای پیاده، به واسطه لوورهای آینهای با زاویههای مختلف در درون نمایان شود. فضای واسط میز (ضخامت سکه) میان مشتری و خریدار، سازماندهی فضاها را میان سه زون ورودی، میانه و ویترین شکل میدهد.
پرسش اصلی طرح
رابطه تکدانه و شهر
تکدانه در بافت شهری معمولاً با یک مرز قطعی به خیابان میرسد: ویترین مرسوم، مرزی است که درون را از بیرون جدا میکند و رابطه را به یک نگاهِ یکسویه فرو میکاهد. این پروژه همان سطح را به عمق تبدیل میکند. ویترین از یک صفحهٔ نازک به لایهای فضایی بدل شده که میان شهر و فروشگاه مینشیند و نقش میانجی را بر عهده میگیرد. سطوح بازتابندهٔ این لایه، تصویر شهر را به درون میآورند و امتداد آن در لایهٔ دوم، این تصویر را تا انتهای فضا پیش میبرد. در نتیجه کل فروشگاه، نه فقط جدارهٔ آن، همچون ویترین عمل میکند. عابر بیآنکه وارد شود، بخشی از صحنه میشود و مشتری درون، شهر را همچون پسزمینهٔ سکهها میبیند؛ مرزی که دیگر جداکننده نیست و به پلی بین درون و بیرون بدل میشود.
پروژه بعدی
اتاق رین
چگونه یک مغازهٔ کوچک بیرونبر میتواند برای همهٔ رهگذران دیده شود؟




















