بیمارستان رویش
بیمارستانی که علاوه بر بیماران، حاشیهی رودخانه را نیز درمان میکند.
- محل
- کرانهی رودخانهی زرجوب، رشت
- معمار اصلی
- محمد غلامی | نیکو دولتخواه
- تیم طراحی
- ساناز گودرزی | روژان مقیم | زهرا غلامی

- زیربنا
- ۴۶٬۰۰۰متر مربع
- سال طراحی
- ۲۰۲۲
- وضعیت
- مفهومی
پرسش اصلی طرح
آیا میتوان معماری را بهعنوان ابزاری مسالمتآمیز برای تحول اجتماعی و شهری به کار گرفت؟
بهگونهای که با تغییر در سازمان فضایی، امکان تغییر سبک زندگی و روابط میان فرد، جامعه و محیط فراهم شود. این تز با الهام از اندیشهی یونا فریدمن و مفهوم «شهر در ارتفاع»، از مقیاس معماری آغاز شده و به بازتعریف ساختار شهر میرسد. در این روند، الگوی «فضا ـ طبیعت ـ فضا» ابتدا در فضای داخلی بیمارستان شکل میگیرد، سپس به حاشیه و فضای پیرامونی آن گسترش مییابد و در ادامه، با اتصال به بستر طبیعی و شهر، به ایدهی کلانترِ «شهر بر روی شهر» میرسد. در این نگاه، انتقال بخشی از توسعه به ارتفاع، ضمن جلوگیری از گسترش افقی و تخریب طبیعت پیرامون رشت، امکان آزادسازی و احیای سطح زمین، رودخانه و فضای سبز را فراهم میکند. در نهایت، این شبکهی پیوسته از فضاهای عمومی و ارتباطی، شهر موجود را به لایهای جدید از زندگی شهری در ارتفاع متصل کرده و بستری برای بازتعریف روابط اجتماعی، طبیعت و شهر فراهم میآورد.
پرسش اصلی طرح
وقتی شهر به رودخانهاش پشت میکند چه میشود؟
سایت در مجاورت رودخانه زرجوب قرار دارد. رودخانههای زرجوب و گوهررود از عوامل اصلی شکلگیری تاریخی رشت و کانون تعاملات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر بودهاند؛ اما در دهههای اخیر، بهویژه پس از انقلاب، با کمرنگشدن نقش این رودخانهها، این فضاها از محور شهری فاصله گرفته و بهتدریج به محدودههایی آسیبپذیر و جرمخیز تبدیل شدهاند. بیمارستان، فرد بیمار را درمان میکند؛ پرسش این است که حاشیهی بیمار شهر را چه چیزی درمان میکند؟
پرسش اصلی طرح
نقش معماری در این بستر چیست؟
در این بستر، موضوع از طراحی در مقیاس تکدانه به طراحی در مقیاس کلان و «بر فضا» وارد میشود. در شرایطی که بیمارستان در نقش مکانی برای درمان جسمی بیمار عمل میکند، با ایجاد یک فضای اشتراکیِ ایونتمحور که بر اساس فرهنگ منطقه و در قالب الگویی تکرارشونده شکل گرفته است، تلاش میشود این فضا در نقش «درمانگر محیط» نیز عمل کند؛ بهمنظور بازیابی و تبدیل دوبارهی حاشیه به متن شهر. این الگو با تکرار و امتداد در بستر، امکان شکلگیری یک پروموناد شهری پیوسته را فراهم میکند؛ فضایی عمومی که در ارتباط مستقیم با رودخانه، بیمارستان و بافت پیرامونی، به حلقهی اتصال میان شهر و رودخانه تبدیل میشود. در این راستا با چیدمان یازِ جنس آینه، سعی بر تأثیرگذاری از جنس نشانه، بر اساس تصویر ذهنی، بر فضا داریم تا از طریق تعامل با محیط پیرامونی خود، با رویکردی انتقادی، برای افراد جامعه بازنمایی از آنچه در شهر در جریان است صورت گیرد.
پرسش اصلی طرح
چگونه بیمارستان میتواند از یک بنای درونگرا فاصله بگیرد؟
در این ساختار، الگوی درونگرای مرسوم بیمارستانی کنار گذاشته شده و با توجه به تأثیر فضای سبز، شفافیت فضایی و خوانایی در کاهش استرس و بهبود روند درمان، کریدورهای ارتباطی و مسیرهای دسترسی با ویدهای افقی و عمودیِ سبز که در ارتباط مستقیم با فضای بیرونی هستند، سازماندهی شدهاند. این الگو با ایجاد فضاهای بینابینی و سیلندرهای سبز در دل بنا و ایجاد فضای بینابینی، فضای بیمارستان را از یک ساختار صرفاً درونگرا به طیفی پیوسته از «درون، میانه و بیرون» تبدیل میکند. در نتیجه، فضای داخلی نه بهعنوان مجموعهای بسته و منفصل، بلکه بهعنوان بخشی از یک ساختار پیوستهی فضایی و طبیعی شکل میگیرد که امکان گسترش ایدهی «فضا ـ طبیعت ـ فضا» را از مقیاس داخلی بیمارستان به مقیاس پیرامونی و شهری فراهم میکند.
جوایزو فینالها.
- ۲۰۲۶برگزیدهی هیئت داوران، ناساخته میانافزا · هفتمین جایزه معماری شیراز
- ۲۰۲۳تقدیر · جایزه ملی تز معماری
پروژه بعدی
آپارتمان ۱۲۲
یک آپارتمان چگونه میتواند فضاهای میانی از دسترفته در مسکن معاصر را بازگرداند؟

















